پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

مطلع‌الانوار

بخش ۶ - گلخنی و آتش عشق

گلخنی کرد به شاهی نگاه

رفت دلش در خم گیسوی شاه

شه چو به گرما به رسیدی فراز

سوخته برویش برابر نماز

در رخ شه دیدی و بگریستی

گاه به مردی و گهی زیستی

شاه در و دید و دریافتی

در دل از آن سوز اثر یافتی

کردی از آن گریهٔ دزدیده جوش

خندهٔ دزدیده نهفتی بنوش

روزی از آن غم که غانش گرفت

جذبهٔ عاشق رگ جانش گرفت

رخش ز گرما به دگر سوی تافت

گرم سوی گلخنی خود شتافت

گلخنی سوخته کان سوی دید

تاب نیاورد چو آن روی دید

او شده زان سوی به نظاره غرق

سوی دگر شعله گرفتش چو برق

سوخت ز تن نیمی و برخاست دود

او به تماشا ز خود آگه نبود

سوختنش دید چو معشوق خام

تا به دود سوخته بود او تمام

ای که بمیری ز تف یک شرار

لاف چو خسرو مزن از عشق یار

ادامه‌ی مطلع‌الانوار

  1. بخش ۸ - حکایت جوان مردان تشنهکعبه روی چند به گرمای تیز
  2. بخش ۹ - حکایت جوان مردی شیر خدابود یدالله بوغا در مصاف
  3. بخش ۱۰ - حکایت شیر فروش متقلبداشت شبانی رمه در کوهسار
  4. بخش ۱۱ - حکایت دم زندگانی به حق عیسی(ع)صبح دمی رفت مسیحا به دشت
  5. بخش ۱۲ - بهار و خزان طبیعت و شباهت طبیعت آدمی به آنباغ در ایام بهاران خوش است
  6. بخش ۱۳ - ختم کتابشکر خدا را که ز فضل خدای
  7. بخش ۱۴ - آخرین ابیاتیارب از آیین صواب خودم
همه‌ی مطلع‌الانوار ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.