پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

من به هوس همی خورم ناوک سینه دوز را

تا نکنی ملامتی غمزه کینه توز را

دین هزار پارسا در سر گیسوی تو شد

چند به ناکسان دهی سلسله رموز را

گویم وصل، گوییم رو که هنوز چند گه

وای که چون برون برم از دلت این هنوز را

قصه عشق خود رود پیش فسردگان ولی

سنگتراش کی خرد گوهر شب فروز را

ساقی نیم مست من جام لبالب آر تا

نقل معاشران کنم این دل خام سوز را

بس که ز آه ناکسان تیره شده ست روز من

نیست دو دیده بنگرم این شب تیره روز را

جان چو خسروی و بس زخم تو وه که برکسی

باری اگر همی زنی تیر درونه دوز را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷نازکیی که دیده ام آن رخ همچو لاله را
  2. شمارهٔ ۸۸یا رب، که داد آینه آن بت پرست را
  3. شمارهٔ ۸۹وقتی اندر سر کویی گذری بود مرا
  4. شمارهٔ ۹۰دیوانه کرد زلف تو در یک نظر مرا
  5. شمارهٔ ۹۱که ره نمود ندانم قبای تنگ ترا
  6. شمارهٔ ۹۲باز مدار، ای پسر، غمزه نیم خواب را
  7. شمارهٔ ۹۳دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترا
  8. شمارهٔ ۹۴جان به خاموشی برآمد بی زبانی چند را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.