پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۷

ای از فروغ روی تو خورشید رو سفید

شب را به جنب طره تو گشته مو سفید

خط بر میار تا نشود روز ما سیاه

آن روی در خور است چنان باش کو سفید

با من چو وقت صبح چنین گفت شب که ما

کردیم موی در هوس روی او سفید

عمری هوای زلف تو پختیم و عاقبت

کردیم موی خویش درین آرزو سفید

در آرزوی آنکه جوانی بود مقیم

بسیار کرده ایم درین فکر مو سفید

جز در ختا و هند بیاض سواد من

خسرو میان نظم سیاهی مجو سفید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۹دل جز ترا به سینه درون جایگه نداد
  2. شمارهٔ ۸۵۰دل بی رخ تو در گل و گلشن نه ایستاد
  3. شمارهٔ ۸۵۱ما را شکنج زلف تو در پیچ و تاب برد
  4. شمارهٔ ۸۵۲خوبان گمان مبر که ز اولاد آدمند
  5. شمارهٔ ۸۵۳ای همرهان که آگه از آن رفته منید
  6. شمارهٔ ۸۵۴دل در هوایت، ای بت عیار، جان دهد
  7. شمارهٔ ۸۵۵دل باز سوی آن بت بدخو چه می رود؟
  8. شمارهٔ ۸۵۶عمرم در آرزویِ تو رفته‌ست و می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.