پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۱

ما را شکنج زلف تو در پیچ و تاب برد

آرام و صبر از دل و از دیده خواب برد

از راه دل در آمد و از روزن دماغ

رختی که دیده بسته به مشکین طناب برد

روزی عجب مدار که طوفان برآورد

باران اشک دیده که دست از سحاب برد

چشمم که بود خانه خیل خیال تو

عمرت دراز باد که آن خانه آب برد

زاهد برای مجلس رندان باده نوش

دوش آمد و به دوش سبوی شراب برد

دوران پیریم به سر آورد روز شیب

هجران یار رونق عهد شباب برد

خسرو بسی خطا که به طغرای دلبران

خواهد برات نامه به روز حساب برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۳ای همرهان که آگه از آن رفته منید
  2. شمارهٔ ۸۵۴دل در هوایت، ای بت عیار، جان دهد
  3. شمارهٔ ۸۵۵دل باز سوی آن بت بدخو چه می رود؟
  4. شمارهٔ ۸۵۶عمرم در آرزویِ تو رفته‌ست و می‌رود
  5. شمارهٔ ۸۵۷افسوس ازین حیات که بر باد می‌رود
  6. شمارهٔ ۸۵۸باز آن سوار مست به نخچیر می رود
  7. شمارهٔ ۸۵۹چشم تو خفته ایست که در خواب می رود
  8. شمارهٔ ۸۶۰دل می بری به رفتن و هر کو چنان رود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.