پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۰

دل می بری به رفتن و هر کو چنان رود

مردم زمین ز دیده کند تا بدان رود

هنگام باز رفتن تو مردن من است

ناچار مردنی بود آن دم که جان رود

هر خامشی که روی تو بیند فغان کند

هر گه که پیر سوی تو آید، جوان رود

من منت جفای تو بر جان نهم، از آنک

شمشیر دوستان همه بر نیکوان رود

کوشم که نام تو نبرم، لیک چون کنم؟

چون هر چه در دل است مرا بر زبان رود

آسان مگیر آه و دم سرد عاشقان

ای دل، مباد بر تو که باد خزان رود

فریاد خواسته ست، بگوییش، ای رقیب

تا چند گه ز دیده مردم نهان رود

ای مه، کجا رسی به رکاب نگار من

گیرم که خود عنان تو بر آسمان رود

ما را نه بخت یار و نه یار آشنا، دریغ

این عمر بی بدل که همه رایگان رود

خسرو، اگر بتان به قصاصش روان کنند

خوشدل چنان رود که کسی میهمان رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۲سودای دیدن تو ز دیدن نمی رود
  2. شمارهٔ ۸۶۳شب‌ها اسیر دردم و خوابم نمی‌برد
  3. شمارهٔ ۸۶۴سیمین زنخ که طره عنبرفشان برد
  4. شمارهٔ ۸۶۵آن نخل تر که آب ز جوی جگر خورد
  5. شمارهٔ ۸۶۶عشقت خبر ز عالم بیهوشی آورد
  6. شمارهٔ ۸۶۷ناگاه پیش ازان که کسی را خبر شود
  7. شمارهٔ ۸۶۸هر شب دلم ز دست خیالت زبون شود
  8. شمارهٔ ۸۶۹هر روز چشم من به جمالی فرو شود
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.