پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۴

دل در هوایت، ای بت عیار، جان دهد

چون بلبلی که دور ز گلزار جان دهد

از رشک زلف غالیه سای تو هر شبی

گر جان بود به نافه تاتار جان دهد

ابرو دو تا شده ست بر آن چشم پر خمار

چون مشفقی که بر سر بیمار جان دهد

ای ناخدای ترس، بران خسته رحم کن

کز شوق آن دو لعل شکربار جان دهد

دامن کشان شبی به سر کوی من برآی

تادل به زیر پای تو ایثار جان دهد

یارب تو جان به سرو سهی ده که در چمن

هر لحظه پیش آن قد و رفتار جان دهد

خسرو به غمزه تو دهد جان چنان که کس

بر دست شحنگان ستمگار جان دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۶عمرم در آرزویِ تو رفته‌ست و می‌رود
  2. شمارهٔ ۸۵۷افسوس ازین حیات که بر باد می‌رود
  3. شمارهٔ ۸۵۸باز آن سوار مست به نخچیر می رود
  4. شمارهٔ ۸۵۹چشم تو خفته ایست که در خواب می رود
  5. شمارهٔ ۸۶۰دل می بری به رفتن و هر کو چنان رود
  6. شمارهٔ ۸۶۱این دل که هر شبیش ز سالی فزون رود
  7. شمارهٔ ۸۶۲سودای دیدن تو ز دیدن نمی رود
  8. شمارهٔ ۸۶۳شب‌ها اسیر دردم و خوابم نمی‌برد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.