پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۷

افسوس ازین حیات که بر باد می‌رود

کآیین ما نه بر روش داد می‌رود

هردم ز من که پیروی دیو می‌کنم

بر آسمان فرشته به فریاد می‌رود

وه کاین دل خراب عمارت کجا شود؟

سیل منش چنین که ز بنیاد می‌رود

زاهد به پند دادن و بیچاره مست را

خاطر به سوی لعبت ناشاد می‌رود

گاه خمار صد نیت توبه می‌کنم

چون ساقی آمد آن همه از یاد می‌رود

ای من غلام دولت آن نیک بنده‌ای

کز بندگی نفس بد آزاد می‌رود

ضایع مکن به خنده و بازی به سان گل

این پنج‌روزه عمر که بر باد می‌رود

ای نفس، پند گیر که اختر به گردش است

ای مرغ، هوش دار که صیاد می‌رود

آهسته نِهْ به روی زمین پای، کآدمی

بر روی شاهدان پریزاد می‌رود

زخم زبان خسرو اثر کی کند ترا؟

نی، خود سخن به تیشه فرهاد می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۹چشم تو خفته ایست که در خواب می رود
  2. شمارهٔ ۸۶۰دل می بری به رفتن و هر کو چنان رود
  3. شمارهٔ ۸۶۱این دل که هر شبیش ز سالی فزون رود
  4. شمارهٔ ۸۶۲سودای دیدن تو ز دیدن نمی رود
  5. شمارهٔ ۸۶۳شب‌ها اسیر دردم و خوابم نمی‌برد
  6. شمارهٔ ۸۶۴سیمین زنخ که طره عنبرفشان برد
  7. شمارهٔ ۸۶۵آن نخل تر که آب ز جوی جگر خورد
  8. شمارهٔ ۸۶۶عشقت خبر ز عالم بیهوشی آورد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.