پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۶

عمرم در آرزویِ تو رفته‌ست و می‌رود

صبرم به جستجویِ تو رفته‌ست و می‌رود

رفتی و بویِ زلفِ تو مانْد و هزار دل

دنبالِ تو به بویِ تو رفته‌ست و می‌رود

سویِ درِ تو رهبرِ جان‌هایِ عاشقان

بادی که آن به کویِ تو رفته‌ست و می‌رود

خونابه‌ایست از دلِ همچون منی دگر

آبی که آن به جویِ تو رفته‌ست و می‌رود

باری قصاص بهرِ چه آموزدت رقیب؟

کاین شیوه‌ها ز خویِ تو رفته‌ست و می‌رود

در جان همی‌ روَد سخن و من نهاده گوش

هرجا که گفتگویِ تو رفته‌ست و می‌رود

درکَش عنان که چون سرِ خسرو هزار پیش

پیشت ز عشقِ رویِ تو رفته‌ست و می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۸باز آن سوار مست به نخچیر می رود
  2. شمارهٔ ۸۵۹چشم تو خفته ایست که در خواب می رود
  3. شمارهٔ ۸۶۰دل می بری به رفتن و هر کو چنان رود
  4. شمارهٔ ۸۶۱این دل که هر شبیش ز سالی فزون رود
  5. شمارهٔ ۸۶۲سودای دیدن تو ز دیدن نمی رود
  6. شمارهٔ ۸۶۳شب‌ها اسیر دردم و خوابم نمی‌برد
  7. شمارهٔ ۸۶۴سیمین زنخ که طره عنبرفشان برد
  8. شمارهٔ ۸۶۵آن نخل تر که آب ز جوی جگر خورد
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.