پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

بگذشت و نظر نکرد ما را

بگذاشت ز صبر فرد ما را

با این همه شاید ار بگوید

پروانه چو شمع سرد ما را!

ما بی خبر از نظاره بودیم

جان رفت و خبر نکرد ما را

گر دیده به خاک در نریزد

از دور بس است گرد ما را

ای بی خبران که پند گویید

بهر دل یاوه گرد ما را

دانند که نی به اختیار است

چشم تر و روی زرد ما را

صد شربت عافیت شما را

یک چاشنیی ز درد ما را

خاکستری از وجود ما ماند

بس کاتش عشق خورد ما را

هر چند بسوخت خسرو از شوق

این شعله مباد سرد ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷ای باد، برقع برفگن آن روی آتشناک را
  2. شمارهٔ ۵۸ای شهسوار، نرم ترک ران سمند را
  3. شمارهٔ ۵۹باز دل گم گشت در کویت من دیوانه را
  4. شمارهٔ ۶۰آورده ام شفیع دل زار خویش را
  5. شمارهٔ ۶۱بشکافت غم این جان جگرخواره ما را
  6. شمارهٔ ۶۲باز خدنگ شوق زد عشق در آب و خاک ما
  7. شمارهٔ ۶۳بس بود اینکه سوی خود راه دهی نسیم را
  8. شمارهٔ ۶۴بشکفت گل در بوستان آن غنچه خندان کجا
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.