پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

ای شهسوار، نرم ترک ران سمند را

بین زیر پای دیده این مستمند را

تا مردمان ترنج نبرند و دست هم

یوسف رخا، کشیده ترک ران سمند را

سرو بلند را نرسد دست بر سرت

این دست کی رسد به تو سرو بلند را

پای گریزم از شکن گیسوی تو نیست

می کش چنانکه خواهی اسیر کمند را

چشم از تو دور، دانه دل گر ز تو بسوخت

از سوختن گریز نباشد سپند را

ز آمد شد خیال تو ترسم که بی غرض

قصاب پرورش نکند گوسفند را

پند کسم به دل ننشیند که دل ز شوق

پر شد چنانکه جای نماندست پند را

در عاشقی ملامت خسرو بود چنانک

بر ریش تازه داغ نهی دردمند را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰آورده ام شفیع دل زار خویش را
  2. شمارهٔ ۶۱بشکافت غم این جان جگرخواره ما را
  3. شمارهٔ ۶۲باز خدنگ شوق زد عشق در آب و خاک ما
  4. شمارهٔ ۶۳بس بود اینکه سوی خود راه دهی نسیم را
  5. شمارهٔ ۶۴بشکفت گل در بوستان آن غنچه خندان کجا
  6. شمارهٔ ۶۵برو، ای باد و پیش دیگران ده جلوه بستان را
  7. شمارهٔ ۶۶برقع برافگن، ای پری، حسن بلاانگیز را
  8. شمارهٔ ۶۷بهر تو خلقی می کشد آخر من بدنام را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.