پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

برقع برافگن، ای پری، حسن بلاانگیز را

تا کلک صورت بشکند این عقل رنگ آمیز را

شب خوش نخفتم هیچ گه زان دم که بهر خون من

شد آشنایی با صبا آن زلف عنبربیز را

دانم قیاس بخت خود کم رانم از زلف سخن

لیکن تمنا می کنم فتراک صید آویز را

بگذشت کار از زیستن، خیز، ای طبیب خیره کش

بیمار مسکین را بگو تا بشکند پرهیز را

پر ملایک هیزم است آنجا که عشقت شعله زد

شرمت نیاید سوختن خاشاک دودانگیز را

چون خاک گشتم در رهت، چون ایستادی نیستت

باری چو بر ما بگذری آهسته ران شبدیز را

شد عشق جانم را بلا، بی غمزه چشم صنم

قصاب ما نامهربان چه جرم تیغ تیز را

عیاری ما را رسن دور است ازان کنگر، ولی

این اشک شبرو را بگو، آن ناله شب خیز را

بو کز زکوة حسن خود بینی به خسرو یک نظر

اینک شفیع آورده ام این دیده خونریز را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸پرده عاشقان درد پرده کند چو روی را
  2. شمارهٔ ۶۹بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شب‌ها
  3. شمارهٔ ۷۰چو در چمن روی از خنده لب مبند آنجا
  4. شمارهٔ ۷۱جانا، به پرسش یاد کن روزی من گم بوده را
  5. شمارهٔ ۷۲چو خواهی برد روزی عاقبت این جان مفتون را
  6. شمارهٔ ۷۳چه اقبال است این یا رب که دولت داده رو ما را
  7. شمارهٔ ۷۴دیوانه می کنی دل و جانِ خراب را
  8. شمارهٔ ۷۵دلم در عاشقی آواره شد آواره‌تر بادا
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.