پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

دلم در عاشقی آواره شد آواره‌تر بادا

تنم از بیدلی بیچاره شد بیچاره‌تر بادا

به تاراج عزیزان زلف تو عیاری‌ای دارد

به خونریز غریبان چشم تو عیاره‌تر بادا

رُخَت تازه‌ست و بهر مردن خود تازه‌تر خواهم

دلت خاره‌ست و بهر کشتن من خاره‌تر بادا

گر ای زاهد، دعای خیر می‌گویی مرا این گو

که آن آواره از کوی بتان آواره‌تر بادا

همه گویند کز خونخواریش خلقی به جان آمد

من این گویم که بهر جان من خونخواره‌تر بادا

دل من پاره گشت از غم نه زانگونه که بهْ گردد

وگر جانان بدین شاد است، یارب، پاره‌تر بادا

چو با تردامنی خو کرد خسرو با دو چشم تر

به آب چشم پاکان دامنش همواره، تر بادا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷رَخت صبوری تمام، سوخته شد سینه را
  2. شمارهٔ ۷۸رسید باد صبا تازه کرد جان مرا
  3. شمارهٔ ۷۹شبم خیال تو بس، با قمر چه کار مرا
  4. شمارهٔ ۸۰عشق از پی جان گرفت ما را
  5. شمارهٔ ۸۱گر چه بر بود عقل و دین مرا
  6. شمارهٔ ۸۲سری دارم که سامان نیست او را
  7. شمارهٔ ۸۳گیرم که می نیرزم من بنده همدمی را
  8. شمارهٔ ۸۴گذشت آرزو از حد به پای بوس تو ما را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.