پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

بس بود اینکه سوی خود راه دهی نسیم را

چشم زد خسان مکن عارض همچو سیم را

ما و نسیم صبحدم بوی تو و هلاک جان

نیست امید زیستن سوخته جحیم را

من به هوای یک سخن، تو همه تلخ بر زبان

چند نمک پراکنی این جگر دو نیم را

تو چو بهشت در نهان، ما و دلی و سوزشی

دوزخی از کجا خورد مائده نعیم را

من نه به خود شدم چنین شهره کویها، ولی

شد رخ نیکوان بلا عقل و دل سلیم را

شیفته رخ بتان باز کی آید از سخن

مست به گوش کی کند کن مکن حکیم را

عشق چو مرد را برد موی کشان به میکده

موی سفید ننگرد پیر سیه گلیم را

چون به خم شراب در غرقه بماند چون منی

هم ز شراب غسل ده دردکش قدیم را

قصه خسرو از درون گر به غزل برون دمد

دشنه سینه ها کند زمزمه ندیم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵برو، ای باد و پیش دیگران ده جلوه بستان را
  2. شمارهٔ ۶۶برقع برافگن، ای پری، حسن بلاانگیز را
  3. شمارهٔ ۶۷بهر تو خلقی می کشد آخر من بدنام را
  4. شمارهٔ ۶۸پرده عاشقان درد پرده کند چو روی را
  5. شمارهٔ ۶۹بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شب‌ها
  6. شمارهٔ ۷۰چو در چمن روی از خنده لب مبند آنجا
  7. شمارهٔ ۷۱جانا، به پرسش یاد کن روزی من گم بوده را
  8. شمارهٔ ۷۲چو خواهی برد روزی عاقبت این جان مفتون را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.