پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

بشکافت غم این جان جگرخواره ما را

یا رب، چه وبال آمده سیاره ما را

رفتند رفیقان دل صد پاره ببردند

کردند رها دامن صد پاره ما را

گر همره ایشان روی، ای باد، در آن راه

زنهار بجویی دل آواره ما را

شبها به دل از سوز جگر می کشدم آه

آه ار خبرستی بت عیاره ما را

روزی نکند یاد که شبهای جدایی

چون می گذرد عاشق بیچاره ما را

بوی جگر سوخته بگرفت همه کوی

آتش بزن این کلبه خونخواره ما را

دیدند سر اشکم همه همسایه و گفتند

این سیل عجب گر نبرد خانه ما را

جز خسته و افگار نخواهد دل خسرو

خویی ست بدین بخت ستمگاره ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳بس بود اینکه سوی خود راه دهی نسیم را
  2. شمارهٔ ۶۴بشکفت گل در بوستان آن غنچه خندان کجا
  3. شمارهٔ ۶۵برو، ای باد و پیش دیگران ده جلوه بستان را
  4. شمارهٔ ۶۶برقع برافگن، ای پری، حسن بلاانگیز را
  5. شمارهٔ ۶۷بهر تو خلقی می کشد آخر من بدنام را
  6. شمارهٔ ۶۸پرده عاشقان درد پرده کند چو روی را
  7. شمارهٔ ۶۹بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شب‌ها
  8. شمارهٔ ۷۰چو در چمن روی از خنده لب مبند آنجا
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.