پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

الا دمعی سارعت والهوا

وقد ذاب قلبی هو والنوا

اسیرست ازان میر خوبان دلم

به دردی که هرگز ندیدم دوا

اذا اشرق الشمش من صدغه

فنعم الهوا فی جناتی هوا

دلم خون شد و ناید ار باروت

بر این ماجرا چشمم اینک گوا

ولی الموالی علی حبه

و لکنه فی بوادی لوا

بتا نا مسلمانیی می کنی

که در کافرستان نباشد روا

و قد و قدالبین نیرانه

ترقی دخانی بجوالهوا

بماندم من اندر چنین حالتی

نگفتی که حالت چه شد، خسروا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶ای زلف چلیپای تو، غارتگر دین‌ها
  2. شمارهٔ ۵۷ای باد، برقع برفگن آن روی آتشناک را
  3. شمارهٔ ۵۸ای شهسوار، نرم ترک ران سمند را
  4. شمارهٔ ۵۹باز دل گم گشت در کویت من دیوانه را
  5. شمارهٔ ۶۰آورده ام شفیع دل زار خویش را
  6. شمارهٔ ۶۱بشکافت غم این جان جگرخواره ما را
  7. شمارهٔ ۶۲باز خدنگ شوق زد عشق در آب و خاک ما
  8. شمارهٔ ۶۳بس بود اینکه سوی خود راه دهی نسیم را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.