پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

بهار پرده برانداخت روی نیکو را

نمونه گشت جهان بوستان مینو را

یکی در ابر بهاری نگر، ز رشته صبح

چگونه می‌گسلد دانه‌های لؤلؤ را

سفر چگونه توان کرد در چنین وقتی

ز دست چون بتوان داد روی نیکو را

به باغ غرقه خونست لاله، دانی چیست؟

ز تیغ کوه بریده‌ست روزگار او را

به وقت صبحدم آواز می‌دهد بلبل

درون باغ ترنم کنان خوشگو را

بیا که تا به چمن دررویم و بنشینم

به بوی گل به کف آریم جام گلبو را

چو دست تر شود از باده، آنگهی، خسرو

قفا زنیم مر این عالم جفاجو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا
  2. شمارهٔ ۵۲ای صبا، بوسه زن ز من در او را
  3. شمارهٔ ۵۳مهر بگشای لعل میگون را
  4. شمارهٔ ۵۴الا دمعی سارعت والهوا
  5. شمارهٔ ۵۵بگذشت و نظر نکرد ما را
  6. شمارهٔ ۵۶ای زلف چلیپای تو، غارتگر دین‌ها
  7. شمارهٔ ۵۷ای باد، برقع برفگن آن روی آتشناک را
  8. شمارهٔ ۵۸ای شهسوار، نرم ترک ران سمند را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.