پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا

نشسته ام مترصد میان خوف و رجا

چو خاک بر سر راه امید منتظرم

کزان دیار رساند صبا نسیم وفا

برای کس چو نگردد فلک پی تقدیر

عنان خویش گذارم به اقتضای قضا

میان صومعه و دیر گر چه فرقی نیست

چو من به خویش نباشم، چه اختیار مرا؟

کسی که بر در میخانه تکیه گاهی یافت

چه التفات نماید به مسند دارا

خوش آن کسی که درین دور می دهد دستش

حریف جنس و می صاف و گوشه تنها

ز بس که قصه دردم رود به هر طرفی

چو من ضعیف شد از بار غم نسیم صبا

درون پرده رندان مخالفی چون نیست

بیار ساقی عشاق ساغر صهبا

غریق بحر محبت اگر شوی، خسرو

در یقین به کف آور ز قعر این دریا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳مهر بگشای لعل میگون را
  2. شمارهٔ ۵۴الا دمعی سارعت والهوا
  3. شمارهٔ ۵۵بگذشت و نظر نکرد ما را
  4. شمارهٔ ۵۶ای زلف چلیپای تو، غارتگر دین‌ها
  5. شمارهٔ ۵۷ای باد، برقع برفگن آن روی آتشناک را
  6. شمارهٔ ۵۸ای شهسوار، نرم ترک ران سمند را
  7. شمارهٔ ۵۹باز دل گم گشت در کویت من دیوانه را
  8. شمارهٔ ۶۰آورده ام شفیع دل زار خویش را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.