پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

شفاعت آمدم، ای دوست، دیده خود را

کز او مپوش گل نودمیده خود را

رسید خیل غمت ورنه ایستد جانم

کجا برم بدن غم رسیده خود را

به گوش ره ندهی ناله مرا، چه کنم؟

چو ناشنیده کند کس شنیده خود را

به رو سیاهی داغ حبش مکن پر رو

مر این غلام درم ناخریده خود را

چنین که من ز تو لب می گزم کم ار گویی

که مرهمی برسانم گزیده خود را

گسست رشته صبرم چگونه بردوزم

شکاف دامن ده جا دریده خود را

به چاه شوق فرو مانده ام، خداوندا

فرو گذاشت مکن آفریده خود را

پریدن دلم این بود کز توام نبرد

کنون به دام که جویم پریده خود را؟

درآی باز به تن، ای دل پر آتش من

بسوز این تن محنت کشیده خود را

ز باد زلف تو شوریده بود، ازان خسرو

به باد داد دل آرمیده خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰شناخت آنکه غم و محنت جدایی را
  2. شمارهٔ ۵۱گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا
  3. شمارهٔ ۵۲ای صبا، بوسه زن ز من در او را
  4. شمارهٔ ۵۳مهر بگشای لعل میگون را
  5. شمارهٔ ۵۴الا دمعی سارعت والهوا
  6. شمارهٔ ۵۵بگذشت و نظر نکرد ما را
  7. شمارهٔ ۵۶ای زلف چلیپای تو، غارتگر دین‌ها
  8. شمارهٔ ۵۷ای باد، برقع برفگن آن روی آتشناک را
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.