پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷۴

سلام و خدمت ما، ای صبا، به یار بگوی

فغان و زاری بلبل به نوبهار بگوی

برفت طاقت صبر و نماند قوت عقل

بگوی حال من او را و زینهار بگوی

ز خون دیده همه دست من نگار گرفت

مگر که دست بگیرد بدان نگار بگوی

هزار جور کشیدم ز غم که نتوان گفت

یکی اگر بتوانی از آن هزار، بگوی

اگر ز بنده فراموش کرد، یادش ده

وزین سخن دو سه بر وجه یادگار بگوی

بنای عافیتم کاستوار بود از صبر

خراب شد ز غمم دار استوار بگوی

حدیث چشم چو دریا بگو و زین مگذر

چو زین گذشت، حدیث لب و کنار بگوی

اگر چه هر چه بگویی به عکس کار کند

تو باری اینقدر از بهر عکس کار بگوی

اگر چه او نشود ز آن خویش خسرو را

تو ز آن خود بکن و بهر کردگار بگوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷۶گاهم ز غمزه‌ها هدف تیر می‌کنی
  2. شمارهٔ ۱۸۷۷ای یار پرنمک، جگرم ریش می‌کنی
  3. شمارهٔ ۱۸۷۸بت من، بت پرست را چه زنی؟
  4. شمارهٔ ۱۸۷۹هیچ شکر چو آن دهان دیدی؟
  5. شمارهٔ ۱۸۸۰گر منت می کنم عنان گیری
  6. شمارهٔ ۱۸۸۱تا تو روی چو ماه بنمایی
  7. شمارهٔ ۱۸۸۲چو کار جهان نیست جز بیوفایی
  8. شمارهٔ ۱۸۸۳مرادوش گویی به خواب آمدی
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.