پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱۲

یار بی فرمان و دل هم همچنان

یک دمی باقی و همدم همچنان

شانه کردن زلف را چندین چه سود؟

بسته چندین دل به هر خم همچنان

هر کسی پندی شنید و صبر کرد

کار من دشوار و در هم همچنان

عشق صد گونه بلا بر من فگند

کفه امید من کم همچنان

هر شبی تا روز با خود بهر صبر

صد فسانه گویم و غم همچنان

جان نفس بشکست و در پرواز شد

دل به دام فتنه گر کم همچنان

شد ز یاران دیده خسرو خراب

عشق را بیناد محکم همچنان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱۴عشق آتشم در جان زد و جانان ازان دیگران
  2. شمارهٔ ۱۶۱۵دل گمگشته به بازار خریدن نتوان
  3. شمارهٔ ۱۶۱۶در ره عشق از بلا آزاد نتوان زیستن
  4. شمارهٔ ۱۶۱۷آرایش مجلس تویی، مجلس بیارا هر زمان
  5. شمارهٔ ۱۶۱۸یک دگر خلق به سودای دل و جان گفتن
  6. شمارهٔ ۱۶۱۹جانا همان و دل همان درد من شیدا همان
  7. شمارهٔ ۱۶۲۰صبح دمید و روز شد، شمع به گوشه نه کنون
  8. شمارهٔ ۱۶۲۱ای مشک وام داده زلفت به آهوی چین
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.