پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹۸

بیار ساقی و جام شراب در گردان

خراب کرده خود را خراب تر گردان

ز بهر دردکشان آبگینه حاجت نیست

یکی سفال شکسته بیار و در گردان

هنوز عقل ز تو دیر می دهد خبرم

لبالبم دو سه پیش آر و بی خبر گردان

گر آن حریف مرا بینی، ای صبا، جایی

خبر دهیش از این مستمند سرگردان

به ترک صحبت دیرینه، گفتمش، هوس است

به فضل خویش، خدایا، دلش دگر گردان

کسان به یار او مست و بی خبر، یارب

که پیش تیر همه جان من سپر گردان

بماند خسرو لب خشک و ز آه گرم آخر

گهی بپرس و زبانی به لطف در گردان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰۰آخر نگاهی بر حال ما کن
  2. شمارهٔ ۱۶۰۱سبزه همان و گل و صحرا همان
  3. شمارهٔ ۱۶۰۲روی ترش کرده به یاران مبین
  4. شمارهٔ ۱۶۰۳ای سمن نامه وفا بستان
  5. شمارهٔ ۱۶۰۴عالم از جام لب خراب مکن
  6. شمارهٔ ۱۶۰۵گواه جبین است بر درد من
  7. شمارهٔ ۱۶۰۶دل شکیبا نمی توان کردن
  8. شمارهٔ ۱۶۰۷من خسته را ز آن خود کن، ببین
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.