پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰۰

آخر نگاهی بر حال ما کن

درد دلم را روزی دوا کن

از دست هجران من در بلایم

یارب، به فضلت آن را دوا کن

گفتی «به وصلت روزی نوازم »

وقت است، جانا، وعده وفا کن

من در فراقت شوریده حالم

باز آی و رحمی بر حال ما کن

صد ره نویدم دادی به وصلت

امید ما را باری وفا کن

از خوبرویان زشتی نیاید

این زشت رویی آخر رها کن

زین بیش ما را از خود میازار

اندیشه آخر روز جزا کن

در عشق، خسرو، دل را چه قیمت؟

جان و روان را پیشش فنا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰۲روی ترش کرده به یاران مبین
  2. شمارهٔ ۱۶۰۳ای سمن نامه وفا بستان
  3. شمارهٔ ۱۶۰۴عالم از جام لب خراب مکن
  4. شمارهٔ ۱۶۰۵گواه جبین است بر درد من
  5. شمارهٔ ۱۶۰۶دل شکیبا نمی توان کردن
  6. شمارهٔ ۱۶۰۷من خسته را ز آن خود کن، ببین
  7. شمارهٔ ۱۶۰۸چه کنم کز دل من آن صنم آید بیرون
  8. شمارهٔ ۱۶۰۹ای شکل و بالایت بلا، از بهر جان مردمان
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.