پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰۱

سبزه همان و گل و صحرا همان

باغ همان، سایه همان، جا همان

گرد چمن شاهد زیبا بسی

در دل من شاهد زیبا همان

پهلوی من صد بت جان بخش، وای

آن که مرا می کشد، الا همان

در چمنی هر کس و من بر درش

باغ من آن است و تماشا همان

نام نماند از دل و جان و هنوز

عشق همان است و تمنا همان

چشم مرا سیل ز دریا گذشت

سوختگی دل شیدا همان

قهر تو لطفی ست که عشاق را

خار همان باشد و خرما همان

فرق میان دو لبت کی توان

خضر همان است و مسجد همان

از تو بلا وز دل خسرو رضا

کز تو همان شاید و از ما همان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰۳ای سمن نامه وفا بستان
  2. شمارهٔ ۱۶۰۴عالم از جام لب خراب مکن
  3. شمارهٔ ۱۶۰۵گواه جبین است بر درد من
  4. شمارهٔ ۱۶۰۶دل شکیبا نمی توان کردن
  5. شمارهٔ ۱۶۰۷من خسته را ز آن خود کن، ببین
  6. شمارهٔ ۱۶۰۸چه کنم کز دل من آن صنم آید بیرون
  7. شمارهٔ ۱۶۰۹ای شکل و بالایت بلا، از بهر جان مردمان
  8. شمارهٔ ۱۶۱۰چه بلاست از دو چشمت نظر نیاز کردن
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.