پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰۷

من خسته را ز آن خود کن، ببین

یک امروز مهمان خود کن، ببین

مخور باده، آیینه در پیش دار

نظر در گلستان خود کن، ببین

ندیدی که مه در گریبان بود

سر اندر گریبان خود کن، ببین

اگر نشکند در ز دندان تو

یکی زیر دندان خود کن، ببین

چه گویی که خسرو از آن من است

من خسته را ز آن خود کن، ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰۹ای شکل و بالایت بلا، از بهر جان مردمان
  2. شمارهٔ ۱۶۱۰چه بلاست از دو چشمت نظر نیاز کردن
  3. شمارهٔ ۱۶۱۱گر ز شوخی نیستت پروای من
  4. شمارهٔ ۱۶۱۲یار بی فرمان و دل هم همچنان
  5. شمارهٔ ۱۶۱۳همی ریزی به بازی خون یاران
  6. شمارهٔ ۱۶۱۴عشق آتشم در جان زد و جانان ازان دیگران
  7. شمارهٔ ۱۶۱۵دل گمگشته به بازار خریدن نتوان
  8. شمارهٔ ۱۶۱۶در ره عشق از بلا آزاد نتوان زیستن
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.