پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰۲

روی ترش کرده به یاران مبین

سرکه فروشی مکن، ای انگبین

چاه مزن زیر لب چون سمن

رخنه مکن در شکم یاسمین

روی زمین را تویی آب حیات

تشنه ز تو هر که به روی زمین

زلف که شد طوق گلوی تو، کرد

سلسله در گردن ماء معین

بی گنهی چشم ز ما برمگیر

بی سببی چهره ز ما در مچین

لیک از آن چشم کمین می کنی

دیده بد نیز ببین در کمین

پای برین دیده پر خون منه

بیهده در خون و دلم در مشین

ای که ز روی تو جهان روشن است

آه من سوخته را هم ببین

خسرو آخر چو سگ از خود مران

چند چو رو به کنیم پوستین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰۴عالم از جام لب خراب مکن
  2. شمارهٔ ۱۶۰۵گواه جبین است بر درد من
  3. شمارهٔ ۱۶۰۶دل شکیبا نمی توان کردن
  4. شمارهٔ ۱۶۰۷من خسته را ز آن خود کن، ببین
  5. شمارهٔ ۱۶۰۸چه کنم کز دل من آن صنم آید بیرون
  6. شمارهٔ ۱۶۰۹ای شکل و بالایت بلا، از بهر جان مردمان
  7. شمارهٔ ۱۶۱۰چه بلاست از دو چشمت نظر نیاز کردن
  8. شمارهٔ ۱۶۱۱گر ز شوخی نیستت پروای من
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.