پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹۶

ز زلف تو کمر فتنه بر میان بستن

ز من به یک سر مویت همه جهان بستن

دل پر آتش من زان به زلف در بستی

که بس عجب بد آتش به ریسمان بستن

ز عشق طره تو نافه می کند آهو

وگر که چند گره به شکم توان بستن

نگار بستن تو جادویی است اندر دست

کزان نگار توان دست جاودان بستن

ز ناتوانی چشمت جهان چو گشت خراب

طبیب را نبود چاره از دکان بستن

خیال روی تو شد شهربند سینه من

همای را نتوان جز به استخوان بستن

نبست خسرو مسکین دلی به تو که تراست

اگر چه نیز گشاید از این میان بستن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹۸بیار ساقی و جام شراب در گردان
  2. شمارهٔ ۱۵۹۹دریغ صحبت دیرینه وفاداران
  3. شمارهٔ ۱۶۰۰آخر نگاهی بر حال ما کن
  4. شمارهٔ ۱۶۰۱سبزه همان و گل و صحرا همان
  5. شمارهٔ ۱۶۰۲روی ترش کرده به یاران مبین
  6. شمارهٔ ۱۶۰۳ای سمن نامه وفا بستان
  7. شمارهٔ ۱۶۰۴عالم از جام لب خراب مکن
  8. شمارهٔ ۱۶۰۵گواه جبین است بر درد من
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.