پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷۹

سحرگه که بیدار گردیده بودم

صبوحی دو سه باده نوشیده بودم

شدم بامدادان بدانسان که دل را

کنم خوش که محمود ژولیده بودم

بتم ناگه آمد به پیش و ز دستم

فرو ریخت هر گل که برچیده بودم

بدیدم رخش را و دیوانه گشتم

من این روز را پیش از این دیده بودم

بخندید بر حال من خلق عالم

که داند که من بر که خندیده بودم

مرنج ار در آویختم با تو، جانا

که دیوانه و مست و شوریده بودم

نگارا، چه خوش آشناها که کردی

هر آبی که از دیده باریده بودم

مرا فتنه بودی، وزان چشم بودی

ترا بنده بودم، وزین دیده بودم

ز غمهای خسرو شدم آزموده

که من عشق بازیت ورزیده بودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸۱من آن ترک طناز را می شناسم
  2. شمارهٔ ۱۴۸۲ز عشقت من خسته جان می خراشم
  3. شمارهٔ ۱۴۸۳گذشت آن که من صبر و دین داشتم
  4. شمارهٔ ۱۴۸۴چو نام تو در نامه‌ای دیده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۴۸۵بیا تا بی گل و صهبا نباشیم
  6. شمارهٔ ۱۴۸۶بحل کن آن همه خونها که در غمت خوردم
  7. شمارهٔ ۱۴۸۷دوستان در ره دل سنگ گران است تنم
  8. شمارهٔ ۱۴۸۸گر رسم روزی به تو نوآشنایی ها کنم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.