پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷۸

ای وجود تو دیده جانم

جسم پیدا و جان پنهانم

بس که سوی تو می دوم به خیال

سوی خود باز ره نمی دانم

گه کرشمه کنی و گاهی ناز

من بدین گونه زیست نتوانم

مهرت از جان من برون نرود

جان من، گر برون رود جانم

تا ترا دیدم و ندادم جان

والله از زیستن پشیمانم

پندم، ای دوست، می نهفتم، از آنک

تو ز شهری، من از بیابانم

این چنین با خیال یارب من

خسروم یا خیال جانانم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸۰من از دست دل دوش دیوانه بودم
  2. شمارهٔ ۱۴۸۱من آن ترک طناز را می شناسم
  3. شمارهٔ ۱۴۸۲ز عشقت من خسته جان می خراشم
  4. شمارهٔ ۱۴۸۳گذشت آن که من صبر و دین داشتم
  5. شمارهٔ ۱۴۸۴چو نام تو در نامه‌ای دیده‌ام
  6. شمارهٔ ۱۴۸۵بیا تا بی گل و صهبا نباشیم
  7. شمارهٔ ۱۴۸۶بحل کن آن همه خونها که در غمت خوردم
  8. شمارهٔ ۱۴۸۷دوستان در ره دل سنگ گران است تنم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.