پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷۷

من اگر دوستت همی دارم

مکش اکنون برای این کارم

من خود از هجر مرده ام، لیکن

خویشتن را بدو نمی آرم

لاف یاری نمی زنم، هر چند

با تو در خویشتن نمی یارم

در نشان ستارگان سپهر

همه شب تا به روز بیدارم

می دهم جان به یاد گیسویت

شب بدین یاد زنده می دارم

نستانی تو جان خسرو، لیک

گر بگویی به غمزه نسپارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷۹سحرگه که بیدار گردیده بودم
  2. شمارهٔ ۱۴۸۰من از دست دل دوش دیوانه بودم
  3. شمارهٔ ۱۴۸۱من آن ترک طناز را می شناسم
  4. شمارهٔ ۱۴۸۲ز عشقت من خسته جان می خراشم
  5. شمارهٔ ۱۴۸۳گذشت آن که من صبر و دین داشتم
  6. شمارهٔ ۱۴۸۴چو نام تو در نامه‌ای دیده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۴۸۵بیا تا بی گل و صهبا نباشیم
  8. شمارهٔ ۱۴۸۶بحل کن آن همه خونها که در غمت خوردم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.