پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸۸

گر رسم روزی به تو نوآشنایی ها کنم

هر چه باید خواهم و بخت آزمایی ها کنم

او چو شاه از گوشه های چشم بیند سوی من

من ازان لبها به صد منت گدایی ها کنم

ای خوش آن وقتی که اوخوش خوش رود در خواب و من

پیش چشم و زلف او شرح جدایی ها کنم

از شراب عشق سیل آمد، مصلایم ببرد

گر شوم هشیار ازین می، پارسایی ها کنم

از در او مست بیرون آیم و در پیش خلق

چون گدایان توانگر خودنمایی ها کنم

ور شبی در کنج تاریکم ستد، در پیش او

خویش را زنده بسوزم، روشنایی ها کنم

بندگی را خط نویسم بر رخ از خون جگر

وز دو دیده هم برو ثبت گوایی ها کنم

گر طفیل پاسبانان بینم اندر کوی تو

با سگان آن سر کو آشنایی ها کنم

یک غزل گر بشنود آن مه به گوش خود ز من

همچو خسرو، پیش خلقی خودستایی ها کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹۰ز عشقت خواستم از جان و یک دم با تو ننشستم
  2. شمارهٔ ۱۴۹۱عاشق شدم، با یار بدعهد وغا کردم
  3. شمارهٔ ۱۴۹۲زین پس سر آن نیست که من زهد فروشم
  4. شمارهٔ ۱۴۹۳گر من به کمند تو گرفتار نباشم
  5. شمارهٔ ۱۴۹۴چون دولت آن نیست که پهلوی تو باشم
  6. شمارهٔ ۱۴۹۵عشقت نصیب من همه غم داد، درد هم
  7. شمارهٔ ۱۴۹۶ماهی رَوَد و من همه شب خواب ندانم
  8. شمارهٔ ۱۴۹۷دریاب که من طاقت هجر تو ندارم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.