پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷۴

دوش می رفت و آه می کردم

در پی او نگاه می کردم

هر دم از خون دیده در پی او

قاصدی رو به راه می کردم

شب همه شب ز دود سینه خویش

سرمه در چشم ماه می کردم

ناوک غمزه در دلم می زد

من دلخسته آه می کردم

خون دل تا به روز می خوردم

ناله تا صبحگاه می کردم

گریه می کردم و به حالت خویش

خنده هم گاه گاه می کردم

آفتابی به صبح باز آمد

کانتظارش نگاه می کردم

یافتم عاقبت مهی کاو را

طلبش سال و ماه می کردم

آه اگر باز پس نمی آمد

عالمی را سیاه می کردم

گر چه تقصیر ما ز حد بگذشت

کرمش عذر خواه می کردم

بعد از این وقت توبه شد، خسرو

پیش از این گر گناه می کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷۶دل ز مهر تو در که پیوندم؟
  2. شمارهٔ ۱۴۷۷من اگر دوستت همی دارم
  3. شمارهٔ ۱۴۷۸ای وجود تو دیده جانم
  4. شمارهٔ ۱۴۷۹سحرگه که بیدار گردیده بودم
  5. شمارهٔ ۱۴۸۰من از دست دل دوش دیوانه بودم
  6. شمارهٔ ۱۴۸۱من آن ترک طناز را می شناسم
  7. شمارهٔ ۱۴۸۲ز عشقت من خسته جان می خراشم
  8. شمارهٔ ۱۴۸۳گذشت آن که من صبر و دین داشتم
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.