پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

رباعیات

شمارهٔ ۱۸

گفتم که: به رویت چه کنم؟ گفت: نظر

گفتم که: به کویت چه کنم؟ گفت: گذر

گفتم که: غمت چند خورم؟ گفت: مخور

گفتم: چه بُوَد چارهٔ من؟ گفت: سفر

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۰خط تو که خوانند خط ریحانش
  2. شمارهٔ ۲۱ای یار لطیف دلستان نازک
  3. شمارهٔ ۲۲بر گوش رسد همی نوا خوانی دل
  4. شمارهٔ ۲۳ای سرو اگر ترا چو طوبی خوانیم
  5. شمارهٔ ۲۴ای مالک روح از چه ترسی ز عدم
  6. شمارهٔ ۲۵شمعی که به رخسار نکو بودی گرم
  7. شمارهٔ ۲۶کی باشد ازین تنگ برون آمدنم
  8. شمارهٔ ۲۷هرگز نکشیدم آن سر زلف بخم
همه‌ی رباعیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.