پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

رباعیات

شمارهٔ ۲۲

بر گوش رسد همی نوا خوانی دل

جان بی خبر است از غم پنهانی دل

از سوز درون هیچ نگویم لیکن

از چهره عیانست پریشانی دل

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۴ای مالک روح از چه ترسی ز عدم
  2. شمارهٔ ۲۵شمعی که به رخسار نکو بودی گرم
  3. شمارهٔ ۲۶کی باشد ازین تنگ برون آمدنم
  4. شمارهٔ ۲۷هرگز نکشیدم آن سر زلف بخم
  5. شمارهٔ ۲۸تا فکرت من نهاد بنیان سخن
  6. شمارهٔ ۲۹دی از سر اسب ای قمر خانه نشین
  7. شمارهٔ ۳۰گفتم بچه ماند مژه ات گفت سنان
  8. شمارهٔ ۳۱گفتم چه خورم در طلبت؟ گفت که خون
همه‌ی رباعیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.