پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

رباعیات

شمارهٔ ۱۵

گفتم که چه ریزد ز لبت گفت قند

گفتم که چه خیزدت ز مو گفت کمند

گفتم که بفرما سخنی گفت خموش

گفتم بشکر خنده درا گفت مخند

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۷گفتم که چه شوم تیغ تو را گفت سپر
  2. شمارهٔ ۱۸گفتم که: به رویت چه کنم؟ گفت: نظر
  3. شمارهٔ ۱۹گفتم روزم گفت بدین روز مناز
  4. شمارهٔ ۲۰خط تو که خوانند خط ریحانش
  5. شمارهٔ ۲۱ای یار لطیف دلستان نازک
  6. شمارهٔ ۲۲بر گوش رسد همی نوا خوانی دل
  7. شمارهٔ ۲۳ای سرو اگر ترا چو طوبی خوانیم
  8. شمارهٔ ۲۴ای مالک روح از چه ترسی ز عدم
همه‌ی رباعیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.