پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

رباعیات

شمارهٔ ۱۳

گر گل نه بخدمتت ز جا برخیزد

بهر زدنش باد صبا برخیزد

پیش قد تو سرو سهی را در باغ

چندانکه نشانند ز پا برخیزد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۵گفتم که چه ریزد ز لبت گفت قند
  2. شمارهٔ ۱۶یاران چو ورق شکسته ما می‌جویند
  3. شمارهٔ ۱۷گفتم که چه شوم تیغ تو را گفت سپر
  4. شمارهٔ ۱۸گفتم که: به رویت چه کنم؟ گفت: نظر
  5. شمارهٔ ۱۹گفتم روزم گفت بدین روز مناز
  6. شمارهٔ ۲۰خط تو که خوانند خط ریحانش
  7. شمارهٔ ۲۱ای یار لطیف دلستان نازک
  8. شمارهٔ ۲۲بر گوش رسد همی نوا خوانی دل
همه‌ی رباعیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.