پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

رباعیات

شمارهٔ ۱۰

انسان بمثل آینه باشد بالذات

همواره بود مظهر حق این مرات

زیبد که بشر فخر و مباهات کند

زین موهبت عظیم بر موجودات

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۲امروز چو شعر هر که در خط کوشد
  2. شمارهٔ ۱۳گر گل نه بخدمتت ز جا برخیزد
  3. شمارهٔ ۱۴گفتم که بده بوسه ای حور نژاد
  4. شمارهٔ ۱۵گفتم که چه ریزد ز لبت گفت قند
  5. شمارهٔ ۱۶یاران چو ورق شکسته ما می‌جویند
  6. شمارهٔ ۱۷گفتم که چه شوم تیغ تو را گفت سپر
  7. شمارهٔ ۱۸گفتم که: به رویت چه کنم؟ گفت: نظر
  8. شمارهٔ ۱۹گفتم روزم گفت بدین روز مناز
همه‌ی رباعیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.