پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

رات اور دوسری باد گلریز شد و بر سر گل ژاله چکید

آب در جوی وز پیرامن جو سبزه دمید

گل ز رخ پرده و نرگس به چمن چشم گشاد

سرو شمشاد قدر مرغ چمن ناله کشید

خرم آن دل که بهار از پی ترتیب دماغ

بانگ مرغ چمن و بوی گل تازه شنید

باد سوی چمن آمد که دهد مژده که باز

گل به بستان و به گل میوه مقصود رسید

هرکه دید آن قد و عارض ز چمن آرایان

اول از جان و سر آنگه ز گل و سرو برید

با تو گل دفتر خود خواست که گیرد به حساب

باغبان آن ورق و باد به او در پیچید

عمر چون دور گل اثر باد هوا رفت و کمال

دامن از یارو به دامن گل مقصود نچید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
  2. شمارهٔ ۳۲۸باز تیر غمزه او بر دل ما کی رسد
  3. شمارهٔ ۳۲۹باز عید آمد و لب‌ها ز طرب خندان شد
  4. شمارهٔ ۳۳۰باز گل دامن به دست عاشقان خود نهاد
  5. شمارهٔ ۳۳۱با سرود و آه و ناله میرود اشکم چو رود
  6. شمارهٔ ۳۳۲با عارض تو زلف دم از نقشه چین زند
  7. شمارهٔ ۳۳۳با غم عشق تو دل کیست که محرم باشد
  8. شمارهٔ ۳۳۴با منت لطف جز ستم نبود
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.