پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴

ای مرا در هجر رویت چشم تر چون سر سفید

شد ز شست و شوی اشکم جام ها در بر سفید

از غم نادیدنت وز دیدن روی رقیب

یک دو دم چشمم سیاهست و دمی دیگر سفید

دیده می گردد سفید از انتظار روی خوب

ز انتظار به اینک دید، اختر سفید

پیش رویت هندوانند آن همه خال سیاه

هندوان بنگر بناگوش و عذار و بر سفید

گوئیا روی رنبیت نامه اعمال اوست

کان به صد شستن نگردد تا دم محشر سفید

هندوان زلف و خالت را دعائی میکنم

باد هر دو روسیه را رو چو مشکتر سفید

گوسیه باش و سفید آن رسته دندان و خال

مشک نیکوتر سیاه و در بود خوشتر سفید

روی چون دینارت از اشک تو سرخ اولی کمال

اسنانکه باشد کم بها هرگه که باشد زر سفید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۶بادی که نیست از سر کوی تو نیست باد
  2. شمارهٔ ۳۲۷باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
  3. شمارهٔ ۳۲۸باز تیر غمزه او بر دل ما کی رسد
  4. شمارهٔ ۳۲۹باز عید آمد و لب‌ها ز طرب خندان شد
  5. شمارهٔ ۳۳۰باز گل دامن به دست عاشقان خود نهاد
  6. شمارهٔ ۳۳۱با سرود و آه و ناله میرود اشکم چو رود
  7. شمارهٔ ۳۳۲با عارض تو زلف دم از نقشه چین زند
  8. شمارهٔ ۳۳۳با غم عشق تو دل کیست که محرم باشد
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.