پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

گردش دوران [۵۶-۳۵]

رباعی ۳۶

افسوس که سرمایه ز کَف بیرون شد

در پایِ اَجَل بسی جگرها خون شد!

کس نامد از آن جهان که پرسم از وی

کاَحوالِ مسافرانِ دنیا چون شد؟!

ادامه‌ی گردش دوران [۵۶-۳۵]

  1. رباعی ۳۸یارانِ موافق همه از دست شدند
  2. رباعی ۳۹ای چرخِ فلک خرابی از کینهٔ توست
  3. رباعی ۴۰چون چرخ به کام یک خردمند نگشت
  4. رباعی ۴۱یک قطرهٔ آب بود و با دریا شد
  5. رباعی ۴۲* می‌پرسیدی که چیست این نقشِ مجاز
  6. رباعی ۴۳جامی‌ست که عقل آفرین می‌زندش
  7. رباعی ۴۴اجزای پیاله‌ای که درهم پیوست
  8. رباعی ۴۵عالَم اگر از بهرِ تو می‌آرایند،
همه‌ی گردش دوران [۵۶-۳۵] ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.