پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

گردش دوران [۵۶-۳۵]

رباعی ۴۰

چون چرخ به کام یک خردمند نگشت

خواهی تو فلک هفت شِمُر، خواهی هشت

چون باید مُرد و آرزوها همه هِشْت،

چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت!

ادامه‌ی گردش دوران [۵۶-۳۵]

  1. رباعی ۴۲* می‌پرسیدی که چیست این نقشِ مجاز
  2. رباعی ۴۳جامی‌ست که عقل آفرین می‌زندش
  3. رباعی ۴۴اجزای پیاله‌ای که درهم پیوست
  4. رباعی ۴۵عالَم اگر از بهرِ تو می‌آرایند،
  5. رباعی ۴۶از جملهٔ رفتگانِ این راهِ دراز
  6. رباعی ۴۷مِی خور که به زیرِ گِل بسی خواهی خفت
  7. رباعی ۴۸* پیری دیدم به خانهٔ خَمّاری
  8. رباعی ۴۹بسیار بگشتیم به گِرْدِ در و دشت
همه‌ی گردش دوران [۵۶-۳۵] ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.