پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

گردش دوران [۵۶-۳۵]

رباعی ۴۸

* پیری دیدم به خانهٔ خَمّاری

گفتم نکنی ز رفتگان اِخباری؟

گفتا مِی خور که همچو ما بسیاری،

رفتند و کسی بازنیامد باری!

ادامه‌ی گردش دوران [۵۶-۳۵]

  1. رباعی ۵۰ما لُعْبَتَکانیم و فلک لُعبَت‌باز
  2. رباعی ۵۱ای بس که نباشیم و جهان خواهد‌ بود 
  3. رباعی ۵۲بر مَفْرشِ خاک خفتگان می‌بینم
  4. رباعی ۵۳این کهنه رِباط را که عالم نام است
  5. رباعی ۵۴آن قصر که بهرام در او جام گرفت
  6. رباعی ۵۵مرغی دیدم نشسته بر بارهٔ توس
  7. رباعی ۵۶آن قصر که بر چرخ همی‌زد پهلو
همه‌ی گردش دوران [۵۶-۳۵] ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.