پرش به محتوای اصلی
خیام خیام

گردش دوران [۵۶-۳۵]

رباعی ۴۴

اجزای پیاله‌ای که درهم پیوست

بشکستنِ آن روا نمی‌دارد مست

چندین سر و ساقِ نازنین و کفِ دست،

از مِهرِ که پیوست و به کینِ که شکست؟

ادامه‌ی گردش دوران [۵۶-۳۵]

  1. رباعی ۴۶از جملهٔ رفتگانِ این راهِ دراز
  2. رباعی ۴۷مِی خور که به زیرِ گِل بسی خواهی خفت
  3. رباعی ۴۸* پیری دیدم به خانهٔ خَمّاری
  4. رباعی ۴۹بسیار بگشتیم به گِرْدِ در و دشت
  5. رباعی ۵۰ما لُعْبَتَکانیم و فلک لُعبَت‌باز
  6. رباعی ۵۱ای بس که نباشیم و جهان خواهد‌ بود 
  7. رباعی ۵۲بر مَفْرشِ خاک خفتگان می‌بینم
  8. رباعی ۵۳این کهنه رِباط را که عالم نام است
همه‌ی گردش دوران [۵۶-۳۵] ←

خیام درباره‌ی خیام

حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتاب‌هایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.