پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

المطائبات و المقطعات

شمارهٔ ۴ - قطعه

باد پیمایی که جم را خاک ره پنداشتی

بر من از دیوانگی هر دم کمینی می‌گشود

گفتم آخر چند ازین گرمی برو سردی مکن

می‌فروزی آتش و خود کور می‌گردی به دود

چون نداری زهره‌ای زهرت نمی‌باید فشاند

چون ندیدی چرمه‌ای چربت نمی‌باید نمود

ریش خود بگرفت و برتیزید و بخروشید و گفت

کاین زمان چون نوکری با من نمی‌بینی چه سود

گفتمش دست از چه رو هر لحظه بر ریش آوری

دنب خر چندانکه پیمایی همان باشد که بود

ادامه‌ی المطائبات و المقطعات

  1. شمارهٔ ۶ - ولهدر زبان آوری مکوش که چرخ
  2. شمارهٔ ۷ - ایضاًایدل امروز آنک در عالم
  3. شمارهٔ ۸ - ولهگفت با من یکی ز فیروزان
  4. شمارهٔ ۹ - ایضاًصاحب ما گرش کرم بودی
  5. شمارهٔ ۱۰ - ولهکافی دولت و دین میر ابوبکر که نیست
  6. شمارهٔ ۱۱ - ایضاًچون گشت سوار آنک بهنگام سواری
  7. شمارهٔ ۱۲ - ولهتا چند کنی عرض عروض ای ز جهالت
  8. شمارهٔ ۱۳ - ایضاًای بهر گونه بسر برده بسی در پی علم
همه‌ی المطائبات و المقطعات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.