پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

المطائبات و المقطعات

شمارهٔ ۸ - وله

گفت با من یکی ز فیروزان

که چه بودت ز آمدن مقصود

شهر بگذاشتی و بگذشتی

از مقامی که بود معدن جود

و امدی سوی محنت آبادی

که نباشد درو کرم موجود

این زمان با وجود حاکم ما

جود را نیست در زمانه وجود

سیم ویسه ست و شاه ما رامین

زر ایازست و میر ما محمود

ادامه‌ی المطائبات و المقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰ - ولهکافی دولت و دین میر ابوبکر که نیست
  2. شمارهٔ ۱۱ - ایضاًچون گشت سوار آنک بهنگام سواری
  3. شمارهٔ ۱۲ - ولهتا چند کنی عرض عروض ای ز جهالت
  4. شمارهٔ ۱۳ - ایضاًای بهر گونه بسر برده بسی در پی علم
  5. شمارهٔ ۱۴ - ولهبعمر این آرزو دارم که بینم
  6. شمارهٔ ۱۵ - ولهشبی ز درد شکم بیخبر بیفتادم
  7. شمارهٔ ۱۶ - ایضاًزغن شکلی که در فصل بهاران
  8. شمارهٔ ۱۷ - ولهعزیزی کو مرا خواری نمودی
همه‌ی المطائبات و المقطعات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.