پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

المطائبات و المقطعات

شمارهٔ ۱۰ - وله

کافی دولت و دین میر ابوبکر که نیست

در جهانت بمعالی و کمالات نظیر

چه دهم شرح مقادیر عطای تو که نیست

با ایادی گفت حاصل کان عشر عشیر

بگشا دست جوانمردی و با همچو منی

فکر امسال بیکباره برون کن ز ضمیر

بلبل طبع من آن به که ببستان سخن

سبق مدح تو تکرار کند گاه صفیر

من همانم که اگر در قلم آرم بیتی

چون قلم سر بنهد بر خط من تیر دبیر

قلعه گیران ضمیرم چو زه آرند کمان

صف گردنکش گردون بشکفاند بتیر

شمسه ی خاطر من چون بدرخشد ز افق

برود آب ز سرچشمه ی خورشید منیر

تو بدین خواجگی و میری خود غرّه مشو

که نه آنم که تصور کنم از خواجه و میر

من که سر پنجه ی شیران بسخن در شکنم

همه دانند که نبود غمم از خرسی پیر

ادامه‌ی المطائبات و المقطعات

  1. شمارهٔ ۱۲ - ولهتا چند کنی عرض عروض ای ز جهالت
  2. شمارهٔ ۱۳ - ایضاًای بهر گونه بسر برده بسی در پی علم
  3. شمارهٔ ۱۴ - ولهبعمر این آرزو دارم که بینم
  4. شمارهٔ ۱۵ - ولهشبی ز درد شکم بیخبر بیفتادم
  5. شمارهٔ ۱۶ - ایضاًزغن شکلی که در فصل بهاران
  6. شمارهٔ ۱۷ - ولهعزیزی کو مرا خواری نمودی
  7. شمارهٔ ۱۸ - فی المذمة صدرالدین یحیی التمعاچیصدر دین یحیی تمغاچی که هست
  8. شمارهٔ ۱۹ - فی مدح الامیر الاعظم جلال الدین ارپه بیک طاب ثراهاعظم جلال دولت و دین ارپه کاسمان
همه‌ی المطائبات و المقطعات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.