پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۹۱

چشمم به گل است و مرغ دستان زن تو

میلم به می است و رطل مرد افکن تو

زین پس من و صحرای دل روشن تو

من چون تو و تو چون من و من بی من تو

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۹۳صبح است شراب صبح پرتو دَردِه
  2. رباعی شمارهٔ ۲۹۴خاقانی عمر گم شد، آوازش ده
  3. رباعی شمارهٔ ۲۹۵خاقانی را خون دل رز دَردِه
  4. رباعی شمارهٔ ۲۹۶ای کرده ز نور رای تو دریوزه
  5. رباعی شمارهٔ ۲۹۷خاقانی و روی دل به دیوار سیاه
  6. رباعی شمارهٔ ۲۹۸خواهی که شود دل تو چون آئینه
  7. رباعی شمارهٔ ۲۹۹خاقانی را بی‌قلم کاتب شاه
  8. رباعی شمارهٔ ۳۰۰یاران جهان را همه از که تا مه
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.