پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۹۹

خاقانی را بی‌قلم کاتب شاه

انگِشت شد انگُشت و قلم ز آتش آه

هم بی‌قلمش کاتب گردون صد راه

بگریست قلم‌وار به خوناب سیاه

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۰۱دیدم به ره آن مه خود و عید سپاه
  2. رباعی شمارهٔ ۳۰۲در تیرگی حال من روشن به
  3. رباعی شمارهٔ ۳۰۳ای از پری و ماه نکوتر صد ره
  4. رباعی شمارهٔ ۳۰۴دی صبح دمان چو رفت سیاره به راه
  5. رباعی شمارهٔ ۳۰۵گفتم پس از آن روز وصال ای دلخواه
  6. رباعی شمارهٔ ۳۰۶تا زلف تو بربست به رخ پیرایه
  7. رباعی شمارهٔ ۳۰۷ای گشته دلم در غم تو صد پاره
  8. رباعی شمارهٔ ۳۰۸ای با تو مرا دوستی سی روزه
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.