پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۰۲

در تیرگی حال من روشن به

می دوست به هر حال و خرد دشمن به

اکنون که عنان عمر در دست تو نیست

در دست تو آن رکاب مرد افکن به

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۰۴دی صبح دمان چو رفت سیاره به راه
  2. رباعی شمارهٔ ۳۰۵گفتم پس از آن روز وصال ای دلخواه
  3. رباعی شمارهٔ ۳۰۶تا زلف تو بربست به رخ پیرایه
  4. رباعی شمارهٔ ۳۰۷ای گشته دلم در غم تو صد پاره
  5. رباعی شمارهٔ ۳۰۸ای با تو مرا دوستی سی روزه
  6. رباعی شمارهٔ ۳۰۹تا آتش عشق را برافروخته‌ای
  7. رباعی شمارهٔ ۳۱۰خاقانی اگر به آرزو داری رای
  8. رباعی شمارهٔ ۳۱۱چون مرغ دلت پرید ناگه تو که‌ای؟
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.