پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۸۸

کو عمر؟ که دادِ عیش بستانم از او

کو وصل؟ که دردِ هجر بنشانم از او

کو یار؟ که گر پای خیالش به مَثَل

بر دیده نهد، دیده نگردانم از او

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۹۰هر روز بود تو را جفایی نو نو
  2. رباعی شمارهٔ ۲۹۱چشمم به گل است و مرغ دستان زن تو
  3. رباعی شمارهٔ ۲۹۲گفتی که تو را شوم مدار اندیشه
  4. رباعی شمارهٔ ۲۹۳صبح است شراب صبح پرتو دَردِه
  5. رباعی شمارهٔ ۲۹۴خاقانی عمر گم شد، آوازش ده
  6. رباعی شمارهٔ ۲۹۵خاقانی را خون دل رز دَردِه
  7. رباعی شمارهٔ ۲۹۶ای کرده ز نور رای تو دریوزه
  8. رباعی شمارهٔ ۲۹۷خاقانی و روی دل به دیوار سیاه
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.