پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۷۸

ای چشم تو فتنهٔ فلک را قلوز

هجران تو شیر شرزه را گیرد بز

ای زلف تو بر کلاه خوبی قندز

با غارت تو عفی الله از غارت غز

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۸۰ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز
  2. رباعی شمارهٔ ۱۸۱ای ماه شب است پردهٔ وصل بساز
  3. رباعی شمارهٔ ۱۸۲دل، سُغْبه‌یِ عشقِ توست، با تن مَسِتیز
  4. رباعی شمارهٔ ۱۸۳آن کعبهٔ دل گرفته رنگ است هنوز
  5. رباعی شمارهٔ ۱۸۴خاقانی رو چو سیر عریان وش باش
  6. رباعی شمارهٔ ۱۸۵در طبعِ بَهیمه‌سار، مردم‌خو باش
  7. رباعی شمارهٔ ۱۸۶ای گشته به نور معرفت ناظر خویش
  8. رباعی شمارهٔ ۱۸۷او رفت و دلم باز نیامد ز برش
همه‌ی رباعیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.